مؤسسه نفت آمریکا، یا API، بزرگترین انجمن تجاری نفت و گاز طبیعی آمریکا است. این انجمن نماینده بیش از ۶۰۰ شرکت فعال در حوزههای تولید، پالایش، توزیع و سایر بخشهای صنعت نفت و گاز است. API مأموریت خود را ایجاد سیاستهای عمومی مؤثر برای حمایت از یک صنعت قوی، پایدار و قابل اتکا در حوزه نفت و گاز طبیعی عنوان کرده است.
وظایف اصلی این انجمن شامل نمایندگی صنعتی، تعامل با نهادهای قانونگذار، مذاکره، لابیگری دولتی، پیگیری مسائل حقوقی و مقرراتی، پژوهشهای اقتصادی، بررسیهای زیستمحیطی و سمشناسی، تدوین و صدور استانداردها و گواهینامههای صنعتی، و توسعه آموزشهای تخصصی است.
متن زیر، پیادهسازی و ترجمه مصاحبه پیج ویلسون، مجری پادکست «رهبران صنعت نفت و گاز»، با مایک سامرز است که برای نخستین بار ترجمه آن در سایت آرتین آزما منتشر میشود.
خلاصه
«تو دو گوش داری و یک دهان؛ پس باید به همین نسبت از آنها استفاده کنی.»
جمله خوبی است. من رهبری هستم که واقعاً به این باور دارم: ابتدا باید گوش داد، فهمید تیم چه میخواهد انجام دهد، و سپس رهبری کرد.
اینجا داستانهای بازیگران اصلی این صنعت را میشنوید؛ مستقیم از زبان خود رهبران. این برنامه، پادکست «رهبران صنعت نفت و گاز» است؛ جایی که تجربههای واقعی از رهبران امروز به رهبران فردا منتقل میشود. همراه شما هستیم با مجری برنامه، پیج ویلسون.
پیج ویلسون:
به قسمت دیگری از پادکست «رهبران صنعت نفت و گاز» خوش آمدید. امروز با مایک سامرز، رئیس و مدیرعامل مؤسسه نفت آمریکا، API، همراه هستم. مایک، حالت چطور است؟
مایک سامرز:
پیج، خیلی خوشحالم که اینجا هستم.
پیج ویلسون:
خیلی ممنون که در برنامه شرکت کردی. بیایید مستقیم شروع کنیم. درباره این صحبت کنیم که چطور وارد این صنعت شدی، یا اصلاً مسیرت چطور به این صنعت رسید؟
مایک سامرز:
من مسیر حرفهای بسیار خوبی داشتم. در واقع کارم را در کپیتول هیل شروع کردم. حدود ۲۰ سال در کنگره آمریکا کار کردم؛ برای یک نماینده جوان به نام جان بینر که بعدها رئیس مجلس نمایندگان شد، و من رئیس دفتر او بودم.
پیج ویلسون:
عالی است.
مایک سامرز:
در سال ۲۰۰۵ از من خواسته شد به کاخ سفید در دولت بوش بروم. یک سال بسیار خوب در کاخ سفید داشتم. بعد بینر بهعنوان رهبر اکثریت مجلس نمایندگان انتخاب شد و از من خواست برگردم و مدیر سیاستگذاری او شوم. بنابراین مدیر سیاستگذاری رهبر اکثریت شدم. بعد از آن، چهار سال در اقلیت بودیم. سپس من رئیس دفتر رئیس مجلس نمایندگان شدم. این البته یکی از بزرگترین افتخارات زندگی من بود.
پیج ویلسون:
چه چیزی باعث شد وارد نفت و گاز شوی؟ دقیقاً چطور به اینجا رسیدی؟
مایک سامرز:
وقتی از کنگره خارج شدم، همان زمانی بود که آقای بینر در سال ۲۰۱۵ کنار رفت. من آخرین نفری بودم که چراغها را خاموش کرد. آن کار را دوست داشتم. همانطور که گفتم، یکی از بزرگترین افتخارات زندگی من بود که در آن نقش، به ایالات متحده و به آقای بینر خدمت کنم.
بعد از آن، برای اداره یک انجمن تجاری دیگر در صنعت خدمات مالی جذب شدم.
پیج ویلسون:
واقعاً؟ کاملاً متفاوت است.
مایک سامرز:
بله. بعد در سال ۲۰۱۸، API با من تماس گرفت و از من خواست برای این سمت مصاحبه کنم. وقتی از من خواستند مصاحبه کنم، اصلاً فکر نمیکردم این شغل را بگیرم. اما در تمام مسیر، این استدلال را مطرح کردم که این صنعت، مهمترین و حیاتیترین صنعت جهان است. علاوه بر آن، گفتم مؤسسه نفت آمریکا، بهعنوان انجمن تجاری اصلی این صنعت، مهمترین انجمن تجاری در واشنگتن دیسی است.
من میخواستم برای صنعتی که واقعاً دوستش دارم اثرگذار باشم. وقتی از من خواستند این مسئولیت را بپذیرم، میدانستم که آنها در سازمان به دنبال تغییر هستند؛ میخواستند طرز فکرشان را درباره روش انجام حمایتگری و دفاع از صنعت تغییر دهند. وقتی این فرصت به من پیشنهاد شد، با اشتیاق آن را پذیرفتم.
پیج ویلسون:
فکر میکنم همه اسم API را شنیدهاند، اما آیا واقعاً میدانند API چیست؟ اسمش را شنیدهاند، ولی واقعاً American Petroleum Institute چیست؟
مایک سامرز:
بگذارید از اینجا شروع کنیم که ما در سال ۱۹۱۹ تأسیس شدیم. در واقع، ابتدا بهعنوان یک سازمان تدوینکننده استاندارد شروع به کار کردیم. ماجرا این بود که دو خط لوله در ایالت کالیفرنیا وجود داشت که با هم تطابق نداشتند. صنعت دور هم جمع شد و متوجه شد که واقعاً به یک نهاد استانداردگذار نیاز دارد.
بعد هم فهمیدند که به یک سازمان مدافع و حامی نیاز دارند؛ سازمانی که از منافع آنها دفاع کند، بهخصوص در حوزه سیاستهای مالیاتی. بنابراین در سال ۱۹۱۹ کنار هم آمدند و این سازمان را تأسیس کردند. ریشههای ما هنوز همانجاست. ما هنوز هم استانداردگذار جهانی صنعت نفت و گاز هستیم؛ نه فقط در ایالات متحده، بلکه در سراسر جهان.
دفتر اصلی ما اینجا در واشنگتن دیسی است؛ جایی که من مستقر هستم. اما در هیوستون هم دفتر داریم، با حدود ۱۵ نفر نیرو. همچنین در هشت منطقه مختلف در سراسر آمریکا دفاتر منطقهای داریم که کارهای حمایتی و سیاستگذاری انجام میدهند. علاوه بر این، سه دفتر در خارج از آمریکا داریم که استانداردها و گواهینامههای API را در بازارهای بینالمللی عرضه میکنند. ما در دبی، ریو و پکن حضور داریم. این حضور واقعاً به ما یک ردپای جهانی میدهد.
این بخش، هسته اصلی کاری است که انجام میدهیم: تدوین استانداردهایی برای ایمنی، عملکرد زیستمحیطی و حفاظت از نیروی کار در صنعت ما.
پیج ویلسون:
بله، و این چیزی بود که من خیلی زود بعد از حادثه ماکوندو یاد گرفتم؛ اینکه شما با دستورالعملها و رویههای پیشنهادی خود وارد عمل میشوید.
مایک سامرز:
دقیقاً همینطور است. ما هنوز هم مرکز ایمنی فراساحل را در دفتر هیوستون اداره میکنیم. هدف آن واقعاً این است که استانداردها را ارتقا دهیم و مطمئن شویم که در عملیات فراساحل، ایمنی و بهترین روشها رعایت میشود. اکنون این رویکرد را در خشکی هم داریم. ما یک ائتلاف ایمنی خشکی هم اداره میکنیم تا مطمئن شویم در همه بخشهای صنعت، تا جای ممکن ایمن عمل میکنیم.
پیج ویلسون:
من یک سؤال دارم. واقعاً یک API در واشنگتن دیسی وجود دارد و بعد هم شعبهها یا فصلهایی دارید. تفاوت این دو چیست؟
مایک سامرز:
آن شعبهها در واقع کاملاً مستقل فعالیت میکنند. ما با آنها همکاری نزدیکی داریم. مثلاً در هیوستون یک شعبه بزرگ داریم که میدانم مارک و تو در طول زمان در آن سخنرانی کردهاید. شعبه بسیار خوبی است و میراث ارزشمندی از سازمان محسوب میشود. ما به همکاری با آنها افتخار میکنیم. آنها از لوگوی ما استفاده میکنند و ما هم بسیاری از رویدادهایشان را حمایت میکنیم، اما از نظر سازمانی مستقل از ما هستند.
پیج ویلسون:
بله، میخواستم این را برای همه روشن کنم، چون خودم مدتها این را نمیدانستم. کاملاً فکر میکردم این دو یکی هستند. خیلی خوب، عالی است.
رهبری از نگاه مایک سامرز
پیج ویلسون:
حالا برویم سراغ موضوع رهبری. مایک، رهبری از نظر تو چیست؟ جالب است چون تو آن را در سیاست، صنعت مالی و حالا نفت و گاز دیدهای.
مایک سامرز:
من واقعاً فکر میکنم سیاست یعنی گرد هم آوردن یک گروه برای انجام دادن کارهایی بهصورت جمعی؛ کارهایی که افراد بهتنهایی نمیتوانند انجام دهند. رهبر هم دقیقاً همین کار را میکند: گروهها را دور هم جمع میکند و مطمئن میشود که آنها بتوانند اهدافشان را بهصورت جمعی پیش ببرند.
از نظر من، این نگاه در صنعت نفت و گاز و اینجا در مؤسسه نفت آمریکا هم کاملاً کاربرد دارد. همین موضوع تمرکز اصلی من در کنگره هم بود؛ اینکه چطور در آن زمان ۲۱۸ جمهوریخواه مجلس نمایندگان را همراه کنیم تا به شکل درست رأی بدهند و بتوانیم یک دستور کار را پیش ببریم.
رئیس سابق من، آقای بینر، همیشه میگفت این کار مثل این است که بخواهی همه قورباغهها را داخل یک چرخدستی نگه داری.
برای من، وقتی تازه به API آمدم، یکی از کارهایی که انجام دادیم این بود که اصول API را تدوین کردیم. ده اصل وجود دارد درباره اینکه ما چطور با اعضای بزرگ خود کار میکنیم و چطور در داخل سازمان با یکدیگر رفتار میکنیم.
موضوع دیگر این است که چگونه برای کار افراد، هدف ایجاد کنیم. برای من، این صنعتی است که بیش از هر صنعت دیگری در تاریخ، برای بشریت کار انجام داده است. این هدف ماست. ما سازمانی هستیم که بر پایه هدف بنا شده است و میدانیم هر کاری که انجام میدهیم، برای تقویت بزرگترین صنعت جهان است؛ بزرگترین صنعتی که جهان تاکنون دیده است. و این کار را از طرف اعضای خود انجام میدهیم.
من اغلب میگویم، پیج، اگر API وجود نداشت، این صنعت مجبور بود API را ایجاد کند. ما همانقدر بخشی از این صنعت هستیم که کسی که در حوضه پرمین کار میکند یا کسی که در آلاسکا مشغول کار است. ما واقعاً بخشی از صنعتی هستیم که به آن خدمت میکنیم.
پیج ویلسون:
قطعاً. اصلاً تصور کن اگر همه میخواستند درباره اینکه API واقعاً باید چه باشد با هم بحث کنند!
مایک سامرز:
دقیقاً. اگر قرار بود همهچیز دست شرکتهای بزرگ باشد، احتمالاً تازه باید از امروز شروع میکردیم، در حالی که ما از سال ۱۹۱۹ شروع کردیم. با این حال، احساس میکنم در دفاع از صنعت خودمان هنوز هم عقب هستیم.
واقعیت این است که ما کارهای حمایتی و سیاستگذاری زیادی انجام میدهیم.
پیج ویلسون:
بله، من دیدهام.
مایک سامرز:
یکی از چیزهایی که واقعاً سخت روی آن کار میکنیم، پیشبرد مأموریت صنعت و البته دفاع از منافع کل صنعت است. ما نظرسنجیهای زیادی انجام میدهیم. شاید شنوندگان شما ندانند که این صنعت در حال حاضر صنعت نسبتاً محبوبی است.
محبوبیت ما از صنعت فناوری بیشتر است، از صنعت مالی بیشتر است و قطعاً از صنعت داروسازی بیشتر است. مردم آمریکا به این درک رسیدهاند که این صنعت چقدر برای هزینههای زندگی مصرفکنندگان و همچنین برای امنیت و استقلال انرژی آمریکا مهم است. اینکه بتوانیم چنین صنعتی را در واشنگتن و در ایالتها نمایندگی کنیم، اتفاق بسیار خوبی است.
دشوارترین تجربههای رهبری
پیج ویلسون:
صددرصد. حالا برگردیم به بحث رهبری. نمونهای از یک تجربه دشوار که بهعنوان رهبر داشتی چه بوده است؟
مایک سامرز:
روی این سؤال فکر کردم. واقعاً وقتی بهعنوان رهبر با موقعیتهای سخت روبهرو میشوی، چالش بزرگی است. یکی از چیزهایی که یاد گرفتهام این است که وقتی با آدمها سر و کار داری، هیچ منفعتی مثل منفعت شخصی عمل نمیکند.
پیج ویلسون:
وای، چقدر درست است.
مایک سامرز:
بهویژه وقتی در جایی مانند مجلس نمایندگان آمریکا فعالیت میکنید، این واقعیت را بهوضوح میبینید. در طول سالها لوایح مهمی وجود داشت که باید تصویب میشد. بسیاری از نمایندگان میدانستند آنچه قرار است به آن رأی بدهند، برای کشور درست و ضروری است؛ اما همزمان میدانستند که توضیح دادن آن تصمیم برای رأیدهندگان حوزه انتخابیهشان آسان نخواهد بود.
بهعنوان نمونه، در سال ۲۰۰۸ هنگام تدوین برنامه نجات داراییهای مشکلدار، TARP، همه ما میدانستیم که اقتصاد آمریکا به این اقدام نیاز دارد. زمانی که بن برنانکی، رئیس وقت بانک مرکزی آمریکا، با نگرانی و حتی لرزش در صدا به جلسه آمد و هشدار داد که نظام مالی کشور در آستانه فروپاشی است، دیگر تردیدی وجود نداشت که باید اقدامی فوری انجام شود.
با این حال، تصویب این قانون به چندین رأیگیری نیاز داشت تا در نهایت آرای کافی به دست آید.
نمونه دیگر، بحران «پرتگاه مالی» در سال ۲۰۱۲ بود؛ زمانی که معافیتهای مالیاتی دولت بوش در آستانه پایان یافتن بود. جالب اینکه کنگره تا زمانی که این معافیتها واقعاً منقضی نشدند اقدامی نکرد. یعنی ابتدا مالیات مردم افزایش یافت و سپس کنگره وارد عمل شد و راهحل را تصویب کرد.
این تجربهها به من آموخت که رهبر باید بتواند به افراد نشان دهد انجام یک اقدام، در نهایت به نفع خود آنها نیز هست. گاهی لازم است افراد از منافع کوتاهمدت خود عبور کنند و منافع کشور را در اولویت قرار دهند. اما رسیدن به چنین نقطهای، یکی از دشوارترین بخشهای رهبری است.
پیج ویلسون:
با توجه به اتفاقاتی که این روزها در دولت آمریکا میافتد، این موضوع کاملاً قابل درک است. شاید الان دقیقاً زمان آن باشد که همه از اختلافات عبور کنند.
مایک سامرز:
دقیقاً همینطور است.
بزرگترین رضایت کاری
پیج ویلسون:
از میان همه تجربههای مدیریتی، چه چیزی برایت بیشترین رضایت را به همراه داشته است؟
مایک سامرز:
اگر بخواهم از دوران حضورم در API صحبت کنم، باید بگویم تقریباً به تمام شهرهای مهم نفتی آمریکا سفر کردهام.
وقتی وارد این صنعت شدم، هیچ سابقهای در نفت و گاز نداشتم. به همین دلیل، مرا برای حدود شش ماه به مناطق مختلف تولید نفت و گاز فرستادند تا صنعت را از نزدیک ببینم.
از دِد هورس در شمال آلاسکا گرفته تا میدلند و اودسا در تگزاس، هوما در لوئیزیانا، و البته سفرهای مکرر به هیوستون.
تازه هفته گذشته هم موفق شدم به تایتسویل پنسیلوانیا بروم؛ همان جایی که صنعت نفت مدرن در سال ۱۸۵۹ با نخستین چاه تجاری نفت آغاز شد.
جالب است بدانید در سال ۱۹۳۴ این محل در حال تخریب بود و API وارد عمل شد. برای محافظت از آن، در کنار رودخانه سد حفاظتی ساخت و نخستین موزه این صنعت را همانجا تأسیس کرد.
این نشان میدهد API از همان ابتدای تاریخ صنعت نفت در کنار آن حضور داشته است.
اما اگر بخواهم بگویم بزرگترین پاداش کارم چیست، پاسخ ساده است: دیدار با زنها و مردهایی که هر روز این صنعت را زنده نگه میدارند.
این افراد واقعاً میهندوست هستند. آنها کشورشان را دوست دارند و باور دارند صنعت نفت خدمات بزرگی به آمریکا کرده است.
برای من افتخار بزرگی است که هر روز با این افراد ملاقات میکنم؛ کسانی که با تلاش خود بزرگترین صنعت جهان را پیش میبرند.
اگر نوآوری و فناوری این صنعت نبود، امروز جهان جای کاملاً متفاوتی بود.
پیج ویلسون:
کاملاً موافقم. من هم نسل چهارم خانوادهای هستم که در صنعت نفت و گاز فعالیت میکند و واقعاً به این موضوع افتخار میکنم.
مایک سامرز:
دقیقاً همین حس را هر روز در این صنعت میبینم.
حدود ۱۱ میلیون نفر در آمریکا بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از صنعت نفت و گاز شغل دارند و تقریباً همه آنها نسبت به کاری که انجام میدهند احساس غرور میکنند.
بهترین توصیه زندگی
پیج ویلسون:
اگر بخواهی تنها یک توصیه به شنوندگان ما داشته باشی، چه خواهی گفت؟ مخاطبان ما بسیار متنوع هستند؛ از افرادی که هیچ ارتباطی با نفت و گاز ندارند تا مدیران عامل شرکتها.
مایک سامرز:
بهترین توصیهای که در زندگی گرفتهام، از پدرم بوده است.
او هنوز در قید حیات است و همراه مادرم در نزدیکی واشنگتن زندگی میکند تا کنار نوههایشان باشند.
از زمانی که نوجوان بودم، هر بار که شبهای جمعه از خانه بیرون میرفتم، فقط یک جمله به من میگفت:
«یادت نرود که چه کسی هستی.»
این جمله تمام عمر همراه من مانده است.
منظورش فقط این نبود که نامم را فراموش نکنم؛ بلکه میخواست بگوید:
به ارزشهایی که با آن بزرگ شدهای وفادار بمان.
فراموش نکن چه کسانی تو را تربیت کردهاند.
ریشههایت را از یاد نبر.
همین توصیه امروز هم هر روز در محل کار به من کمک میکند.
اما توصیه مهم دیگری هم داشت که گاهی تکرار میکرد:
«دو گوش و یک دهان داری؛ پس باید به همان نسبت از آنها استفاده کنی.»
من عمیقاً به این باور دارم.
اول باید شنید. باید فهمید اعضای تیم چه فکر میکنند، چه میخواهند انجام دهند و سپس آنها را هدایت کرد.
پیج ویلسون:
جالب است. پدر من هم وقتی وارد صنعت شدم فقط یک توصیه کرد؛ گفت «کم حرف بزن، سرت را پایین بینداز و یاد بگیر.» حالا هم که من مجری پادکست شدهام!
مایک سامرز:
فکر میکنم دقیقاً برعکس توصیه پدرت عمل کردی!
کتابی درباره رهبری
پیج ویلسون:
آیا کتابی وجود دارد که روی زندگی یا سبک رهبری تو تأثیر عمیقی گذاشته باشد؟
مایک سامرز:
بله. حدود سی سال پیش کتابی خواندم به نام «فرشتگان قاتل» نوشته مایکل شارا.
این یک رمان تاریخی درباره نبرد گتیزبرگ است که حدود پنجاه سال پیش جایزه پولیتزر را دریافت کرد.
اتفاقاً هفته گذشته، تمام اعضای تیم مدیریتی API را به گتیزبرگ بردم. قبل از سفر، مطالعه این کتاب برای همه اجباری بود.
چرا؟
چون این کتاب پر از درسهای ارزشمند درباره رهبری است:
● اهمیت تصمیمگیری در شرایط بحرانی
● ضرورت شفاف بودن در فرماندهی
● مسئولیتپذیری رهبر هنگام تصمیمهای دشوار
به همین دلیل، مطالعه آن را به همه توصیه میکنم.
پیج ویلسون:
حالا باید مارک را راضی کنم که ما هم یک اردوی آموزشی به گتیزبرگ برویم! من عاشق تاریخ هستم.
مایک سامرز:
گتیزبرگ فقط حدود دو ساعت با واشنگتن فاصله دارد و واقعاً مکان فوقالعادهای است.
وقتی آنجا میایستی، عظمت تاریخ را احساس میکنی.
من جنگ داخلی آمریکا را در واقع دومین جنگ استقلال این کشور میدانم؛ زیرا آن جنگ تعیین کرد آیا آمریکا واقعاً به آرمانهایی که در اعلامیه استقلال وعده داده بود وفادار خواهد ماند یا نه.
و سخنرانی معروف گتیزبرگ، جایی بود که آبراهام لینکلن صدای تاریخی خود را پیدا کرد.
پیج ویلسون:
به همین دلیل است که مطالعه تاریخ اهمیت دارد؛ تا اشتباهات گذشته را دوباره تکرار نکنیم.
مایک سامرز:
البته مشکل اینجاست که تنها چیزی که از تاریخ یاد میگیریم، این است که معمولاً هیچکس از تاریخ درس نمیگیرد!
مهمترین ابزار رهبری
پیج ویلسون:
بیشترین ابزاری که در کسبوکار از آن استفاده میکنی چیست؟
مایک سامرز:
اگر بخواهم فقط یک ابزار را نام ببرم، آن ابزار «هدف» است.
به نظر من، مهمترین وظیفه یک رهبر این است که هر روز به کارکنانش یادآوری کند چرا اینجا هستند و چرا کاری را که انجام میدهند، انجام میدهند.
خیلیها درباره «چه کاری انجام دهیم» یا «چگونه انجام دهیم» صحبت میکنند، اما سؤال اصلی همیشه این است:
«چرا؟»
اگر افراد «چرای» کارشان را پیدا کنند، انگیزه پیدا میکنند که فراتر از حد انتظار عمل کنند.
به همین دلیل، زمانی که «۱۰ اصل API» را تدوین کردیم، پیش از همه آنها یک مقدمه نوشتیم که با این جمله آغاز میشود:
«ما حلکنندگان مسئله هستیم؛ کسانی که بزرگترین چالشهای انرژی جهان را حل میکنند.»
این دقیقاً همان کاری است که هر روز در API انجام میدهیم و صنعت نفت و گاز نیز همین رسالت را بر عهده دارد.
این صنعت پر از انسانهایی است که عاشق حل مسئله هستند.
به همین دلیل، معتقدم مهمترین وظیفه رهبر این است که به افراد احساس معنا و هدف بدهد.
احترام به رقیب
پیج ویلسون:
سؤال بعدی شاید کمی سخت باشد. بیشترین احترام را برای کدام رقیب قائل هستی؟
مایک سامرز:
سؤال جالبی است.
ما یکی از بزرگترین انجمنهای صنعتی دنیا هستیم و بودجهای حدود ۲۷۵ میلیون دلار داریم که بخش عمده آن صرف تدوین استانداردهای ایمنی و زیستمحیطی میشود.
در واقع، رقبای اصلی ما شرکتهای دیگر نیستند؛ بلکه کسانی هستند که با صنعت نفت و گاز آمریکا مخالفت میکنند.
با این حال، اگر بخواهم از فردی نام ببرم که با وجود اختلافنظر، احترام زیادی برایش قائلم، او رو کانا، نماینده کنگره از ایالت کالیفرنیاست. او نماینده منطقه سیلیکونولی است.
من بارها در جلسات کنگره مقابل او شهادت دادهام و با او مناظره کردهام. تقریباً در ۹۹ درصد موضوعات با یکدیگر اختلافنظر داریم، اما ویژگی مهم او این است که صادق و اصیل است.
فکر میکنم امروز مردم آمریکا بیش از هر چیز، رهبرانی را میخواهند که با صداقت و اصالت رفتار کنند. ما میتوانیم با هم اختلاف داشته باشیم، بدون اینکه دشمن یکدیگر باشیم. برای همین احترام زیادی برای او قائلم.
پیج ویلسون:
من شخصاً عاشق صحبتهای سناتور جان کندی هستم؛ فقط دوست دارم حرف زدنش را گوش کنم!
مایک سامرز:
این همان سبک خاص مردم لوئیزیاناست!
مزیت صنعت نفت و گاز
پیج ویلسون:
چه چیزی باعث میشود شما از رقبایتان بهتر باشید؟
مایک سامرز:
مهمترین مزیت ما، خود مردم این صنعت هستند. صنعت نفت و گاز بر دوش ۱۱ میلیون نفر از سختکوشترین و میهندوستترین افراد آمریکا قرار دارد. این افراد هر روز تلاش میکنند انرژی موردنیاز کشور را تأمین کنند و زندگی روزمره مردم را ممکن سازند.
برای من افتخار بزرگی است که نماینده چنین صنعتی باشم. همیشه به کارکنان API میگویم:
اگر صنعت نفت و گاز وجود نداشت، هیچ صنعت دیگری هم نمیتوانست وجود داشته باشد.
ما صنعتی هستیم که همه صنایع دیگر بر پایه آن ساخته شدهاند.
فرهنگ صنعت نفت و گاز
پیج ویلسون:
مهمترین درسی که در این سالها گرفتهای چه بوده است؟
مایک سامرز:
مهمترین چیزی که یاد گرفتم، فرهنگ این صنعت است.
قبل از آمدن به API در صنعت خدمات مالی فعالیت میکردم و مرتب به نیویورک سفر میکردم.
همیشه شوخی میکنم که در آن صنعت، تقریباً هر روز باید با یک آدم بداخلاق و خودخواه سر و کار داشتی!
اما در این هشت سال حضورم در API، تقریباً همه کسانی که در صنعت نفت و گاز ملاقات کردهام، افرادی صادق، خوشبرخورد و علاقهمند به انجام کار درست برای کشورشان بودهاند.
برای من، ارزشمندترین بخش کار این بوده که از فضای بسته واشنگتن و نیویورک خارج شوم و با مردم واقعی این صنعت آشنا شوم.
تقریباً هر هفته در سفر هستم. فردا دوباره به هیوستون میروم و هفته بعد نیز برای شرکت در ADIPEC راهی ابوظبی خواهم شد. این صنعت همیشه کمتر از آنچه انجام میدهد وعده میدهد و بیشتر از آنچه وعده داده، تحویل میدهد.
پیج ویلسون:
خیلیها تا زمانی که وارد صنعت نشوند، این موضوع را درک نمیکنند.
مثلاً وقتی در گرمای شدید ماه اوت وارد میدلند میشوی یا در سرمای زمستان به آلاسکا میروی و میبینی مردم برای ساخت جادههای یخی کار میکنند، تازه متوجه میشوی این افراد چه تلاش عظیمی انجام میدهند.
مایک سامرز:
دقیقاً.
به همین دلیل است که تقریباً هر هفته در سفر هستم. و دلیلش فقط وظیفه شغلی نیست. پدرم همیشه جملهای میگفت که هیچوقت فراموش نمیکنم:
«اگر میخواهی در زندگی جلو بیفتی، باید نیمروز کار کنی؛ مهم نیست دوازده ساعت اول روز باشد یا دوازده ساعت دوم!»
یعنی باید آماده باشی ساعتهای طولانی و با تعهد کار کنی. به نظر من، صنعت نفت دقیقاً همین فرهنگ را دارد.
پیج ویلسون:
ما این ساعتهای طولانی را کار میکنیم تا همه صنایع دیگر بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند.
مایک سامرز:
دقیقاً.
مایک سپس خاطرهای از نخستین حضورش در نشست سالانه API تعریف میکند:
«در سال ۲۰۱۸، اولین بار بود که بهعنوان مدیرعامل در نشست سالانه API سخنرانی میکردم. رئیس وقت هیئتمدیره API، دارن وودز، مدیرعامل شرکت ExxonMobil بود. بعد از پایان سخنرانی، با سرعت از روی صحنه پایین آمدم تا با او دست بدهم. فکر میکردم قرار است بگوید: مایک، سخنرانی فوقالعادهای بود.
اما او مرا نزدیک کشید و فقط یک جمله گفت: دفعه بعد که از پلهها پایین میآیی، حتماً از نرده استفاده کن.»
همین یک جمله نشان میدهد فرهنگ ایمنی در این صنعت تا چه اندازه عمیق است؛ نه فقط در اکسونموبیل، بلکه در تمام شرکتهای عضو API. برای آنها، مهمترین مسئولیت، حفظ سلامت کارکنان است.
پیج ویلسون:
من هم همین عادت را دارم؛ حتی وقتی سر کار نیستم.
مایک سامرز:
این همان فرهنگی است که این صنعت ایجاد میکند؛ ایمنی تبدیل به بخشی از شخصیت انسان میشود.
نقش API در آینده صنعت
پیج ویلسون:
با توجه به جایگاهی که داری، نقش تو در آینده صنعت چیست؟
مایک سامرز:
API در سال ۱۹۱۹ تأسیس شد و من پانزدهمین مدیرعامل این سازمان در بیش از یک قرن فعالیت آن هستم. من خودم را مالک این سازمان نمیدانم؛ بلکه فقط امانتدار آن هستم. وظیفه من این است که این میراث را در یکی از حساسترین دورههای تاریخ صنعت حفظ کنم.
نخستین مسئولیت من حفظ استانداردهای API است؛ همان بیش از ۸۰۰ استاندارد فنی، ایمنی و عملیاتی که ستون فقرات این صنعت را تشکیل میدهند. اما مسئولیت دوم ما، دفاع از صنعت در عرصه سیاستگذاری عمومی است.
وقتی مرا استخدام کردند، میدانستند که از صنعت نفت نمیآیم. اما معتقد بودند میتوانند نفت و گاز را به من آموزش دهند. آنچه نمیتوانستند به یک متخصص نفت آموزش دهند، نحوه کار واشنگتن بود. آنها به فردی نیاز داشتند که سازوکار سیاست و قانونگذاری آمریکا را بهخوبی بشناسد.
به همین دلیل، امروز هر روز تلاش میکنیم هم ایمنی جهانی صنعت را ارتقا دهیم و هم سیاستهایی را پیش ببریم که به رشد صنعت نفت و گاز آمریکا کمک کند.
بخش مهمی از کار ما، تدوین نظرهای کارشناسی درباره مقررات جدید و دفاع از منافع صنعت در حوزه سیاستگذاری است.
سال گذشته، پیش از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، API سندی با عنوان «نقشه راه پنجگانه سیاستی API» منتشر کرد. در آن سند اعلام کردیم که صرفنظر از اینکه چه کسی رئیسجمهور شود، پنج اقدام وجود دارد که برای تقویت امنیت انرژی آمریکا و کاهش تورم ضروری است.
امروز که به آن نگاه میکنیم، خوشحالیم که دولت و کنگره تاکنون چهار مورد از آن پنج هدف را محقق کردهاند. اما هنوز یک موضوع بسیار مهم باقی مانده است: اصلاح نظام صدور مجوزها.
اگر آمریکا بخواهد دوباره زیرساختهای بزرگ بسازد، خطوط لوله ایجاد کند یا پروژههای انرژی را توسعه دهد، باید فرآیند صدور مجوزها سادهتر، سریعتر و قابل پیشبینیتر شود.
پیج ویلسون:
دقیقاً منظور از اصلاح نظام صدور مجوز چیست؟
مایک سامرز:
ما برای این موضوع یک وبسایت اختصاصی راهاندازی کردهایم و دوازده پیشنهاد مشخص ارائه دادهایم. یکی از مهمترین آنها اصلاح قانون NEPA، یعنی قانون ملی سیاستهای زیستمحیطی، است. همچنین اصلاح بخشهایی از قانون آب پاک و مهمتر از همه، اصلاح روند رسیدگیهای قضایی.
مشکل اصلی شرکتهای عضو API این نیست که نتوانند مجوز بگیرند؛ مشکل این است که پس از دریافت مجوز، پروژهها سالها در دادگاهها و شکایتهای مختلف متوقف میشوند. گروههای مختلف زیستمحیطی بارها و بارها شکایت میکنند و پروژهای که همه مجوزهای قانونی را دریافت کرده، سالها به تأخیر میافتد. به همین دلیل، اصلاح نظام قضایی نیز باید بخشی از اصلاح نظام صدور مجوز باشد.
روایت صنعت نفت برای مردم
پیج ویلسون:
اگر بخواهی صنعت نفت و گاز را برای کسی که هیچ شناختی از آن ندارد توضیح بدهی، از کجا شروع میکنی؟
مایک سامرز:
من از آدمها شروع میکنم، نه از آمار.
مخالفان صنعت نفت معمولاً با روایتهای احساسی کار میکنند؛ داستان افرادی را تعریف میکنند که از یک حادثه یا پروژه آسیب دیدهاند. ما هم باید داستان تعریف کنیم.
ما آمار و دادههای بسیار قوی داریم و تقریباً در هر بحثی میتوانیم با اعداد و شواهد از مواضع خود دفاع کنیم. اما مردم فقط با آمار قانع نمیشوند؛ آنها با داستان ارتباط برقرار میکنند. به همین دلیل، تقریباً تمام سخنرانیهای من با یک داستان واقعی آغاز میشود.
مثلاً درباره دختر جوانی صحبت میکنم که از یک کالج محلی در پنسیلوانیا، در رشته جوشکاری فارغالتحصیل شد و امروز در صنعت نفت و گاز بیش از صد هزار دلار در سال درآمد دارد. این برنامه آموزشی با حمایت صنعت نفت ایجاد شده بود و زندگی او را کاملاً تغییر داد. چنین نمونههایی در سراسر آمریکا وجود دارد.
یا کافی است وضعیت دو منطقه همسایه را مقایسه کنید:
در پنسیلوانیا که توسعه منابع شیل انجام شده، اشتغال و رونق اقتصادی دیده میشود؛ اما درست آن سوی مرز، در نیویورک که همان سازند زمینشناسی وجود دارد اما توسعه نیافته است، چنین رونقی مشاهده نمیشود.
این صنعت واقعاً زندگی مردم را تغییر میدهد و ما باید این داستانها را بیشتر تعریف کنیم.
پیج ویلسون:
بدون صنعت نفت، حتی همین گفتوگوی امروز ما هم امکانپذیر نبود.
مایک سامرز:
دقیقاً.
پادکستها و سریال Landman
پیج ویلسون:
پادکست مورد علاقهات چیست؟
مایک سامرز:
خب، اول از همه همین پادکست شما!
اما علاوه بر آن، پادکست Ruthless را که درباره سیاست است و همچنین Breaking History را که به موضوعات تاریخی میپردازد، مرتب گوش میدهم.
سپس صحبت به سریال Landman کشیده میشود.
حدود یک سال و نیم قبل شنیدیم که قرار است این سریال ساخته شود.
من آثار تیلور شریدان را دوست دارم، اما نگران بودم که این سریال صنعت نفت را چگونه به تصویر خواهد کشید. به همین دلیل به تیم رسانهای API گفتم باید بخشی از این پروژه باشیم. امروز API بزرگترین تبلیغدهنده فصل اول این سریال است.
اگر نسخه بدون تبلیغ را تماشا نکنید، آگهیهای API را بین قسمتهای سریال خواهید دید. موضوع همه این تبلیغات ایمنی در صنعت نفت است. به نظر من، سریال تصویر مثبتی از صنعت ارائه کرده، اما درباره فرهنگ ایمنی کمی اغراق و درام هالیوودی وجود دارد. به همین دلیل همکاری خود را در فصل جدید نیز ادامه میدهیم تا مردم تصویر واقعیتری از صنعت ببینند.
پیج ویلسون:
البته برای جذاب شدن سریال، کمی اغراق هم لازم است!
مایک سامرز:
درست است.
اما واقعیت این است که هیچ صنعتی به اندازه نفت و گاز روی ایمنی سرمایهگذاری نمیکند.
هر کسی که بخواهد وارد یک سکوی دریایی شود، باید آموزشهای بسیار سختگیرانهای را بگذراند.
پیج ویلسون:
من هیچوقت حاضر نیستم آن آموزشهایی را که آدم را داخل آب واژگون میکنند بگذرانم!
مایک سامرز:
کاملاً قابل درک است!
در پایان، مجری از او میپرسد چگونه مردم میتوانند با API در ارتباط باشند.
مایک سامرز:
سادهترین راه، مراجعه به وبسایت API است.
ما نماینده بیش از ۶۰۰ شرکت عضو هستیم و هر روز روی دو مأموریت اصلی کار میکنیم:
اول، ارتقای ایمنی در صنعت نفت و گاز.
دوم، پیشبرد سیاستهایی که به توسعه صنعت انرژی آمریکا کمک کند.
